|
لا اله الا الله محمد رسول الله
همه مورخان و سیره نویسان اتفاق دارند که تولد حضرت محمد (ص) در عام الفیل (سال 570 میلادی) و در ماه ربیع الاول بوده است، اما اینکه تولد آن حضرت در چه روزی از ماه ربیع الاول بوده است، معروف در میان محدثان شیعه این است که تولد آن بزرگوار در روز هفدهم ربیع الاول بوده است و مشهور در میان اهل سنت این است که آن حضرت در روز دوازدهم ربیع الاول دیده به دنیا گشود.
در روايات آمده است كه در شب ولادت حضرت محمد(ص) حوادث مهم و اتفاقات زيادى در اطراف جهان بوقوع پيوست كه پيش از آن سابقه نداشت، از جمله ايوان کسري لرزيد و سيزده يا چهارده کنگره ي آن فرو ريخت.آتشکده فارس که هزاران سال روشن بود خاموش شد.درياچه ساوه فرو نشست..بت هاي مکه همگي به رو افتادند. نوري از وجود آن حضرت به سوي آسمان بلند شد و شعاع وسيعي را روشن ساخت. هنگام تولد جمله هاي :الله اکبر. الحمد لله کثيرا و سبحان الله بکره ئ اصيلا را بر زبان جاري کرد و انو شيروان و موبدان خواب وحشتناکي ديدند.(تاريخ يعقوبي ج2 ص5)
شايد جامع ترين حديث در اين باره حديثى است كه مرحوم صدوق «ره» در كتاب امالى به سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده و ترجمه اش چنين است كه آن حضرت فرمود:
ابليس به آسمانها بالا مى رفت و چون حضرت عيسى «ع» به دنيا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى رفت ، و هنگامي كه رسولخدا «ص» به دنيا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه ممنوع شد ، و شياطين بوسيله پرتاب شدن ستارگان ممنوع گرديدند ، و قريش كه چنان ديدند گفتند: قيامتى كه اهل كتاب مى گفتند بر پا شده!
عمرو بن اميه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت وستاره شناسى داناتر بود بدان ها گفت:بنگريد اگر آن ستارگانى است كه مردم بوسيله آنها راهنمائى مى شوند و تابستان و زمستان از روى آن معلوم گردد پس بدانيد كه قيامت بر پا شده و مقدمه نابودى هر چيز است و اگر غير از آنها است امر تازه اى اتفاق افتاده.
و همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هيچ بتى درآن روز بر سر پا نبود ، و ايوان كسرى در آن شب شكست خورد وچهارده كنگره آن فرو ريخت. و درياچه ساوه خشك شد. و وادى سماوه پر از آب شد.
آتشكدههاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گرديد. و مؤبدان فارس در خواب ديدند شترانى سخت اسبان عربى را يدك مى كشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده شدند ، و طاق كسرى از وسط شكست خورد و رود دجله در آن وارد شد.
و در آن شب نورى از سمت حجاز بر آمد و همچنان بسمت مشرق رفت تا بدانجا رسيد ، فرداى آن شب تخت هر پادشاهى سرنگون گرديد و خود آنها گنگ گشتند كه در آنروز سخن نمى گفتند.
دانش كاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گرديد ، وهر كاهنى كه بود از تماس با همزاد شيطانى خود ممنوع گرديد وميان آنها جدائى افتاد.
آمنه گفت : به خدا فرزندم كه بر زمين قرار گرفت، سر بسوى آسمان بلند كرد و بدان نگريست ، و نورى تابش كرد و در آن نور شنيدم گوينده اى مى گفت : تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.
آنگاه او را به نزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته بود به عبد المطلب گزارش دادند ، عبد المطلب او را در دامن گذارده گفت: الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطيب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما ؛ ستايش خدائى را كه بمن عطا فرمود اين فرزند پاك و خوشبورا كه در گهواره بر همه پسران آقا است. آنگاه او را به اركان كعبه تعويذ كرد. (1) و در باره او اشعارى سرود.
و ابليس در آن شب ياران خود را فرياد زد (و آنها را به يارى طلبيد) و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند : اى سرور چه چيز تو را به راس و وحشت افكنده؟ گفت : واى بر شما از سر شب تا به حال اوضاع آسمان و زمين را دگرگون مى بينم و به طور قطع در روى زمين اتفاق تازه و بزرگى رخ داده كه از زمان ولادت عيسى بن مريم تاكنون سابقه نداشته ، اينك بگرديد و به بينيد اين اتفاق چيست؟ آنها پراكنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند : ما كه چيز تازه اى نديديم.
منبع: سایت پایگاه حوزه
|