2 ـ دورة استقرار(از تيرماه 1360-1365 ):

به نظر اكثر مسؤولان نظام، چنانچه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شكل نمي‌گرفت با توجه به اثرگذاري شگرف حضور توده‌هاي مردمي در راهپيمايي‌ها در جهت تحكيم پايه‌هاي نظام نوپاي اسلامي و مقابلة مستمر با عزم جدي دشمنان ملت و انقلاب در داخل و خارج اين پتانسيل نيرومند مردمي به نفع اهداف و ارزشهاي نظام، بكار گرفته نمي‌شد و در آن صورت طيف‌هاي مختلف ضدانقلاب با انحراف افكار عمومي، توانمندي حركتهاي مردمي را عقيم ساخته و يا در حدامكان به خدمت منافع حزبي خود در‌مي‌آورند. بدين‌سان انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن در همان سالهاي نخست دچار چالش اساسي مي‌شد.  همزمانی پیروزی انقلاب با توطئه های دشمنان داخلی، نظیر غائله بنی صدر فاجعه 7 تیر و 8 شهریور وجنگ‌هاي مسلحانه سازمان مجاهدين خلق، منافقين، و ترورهاي خياباني عناصر انقلاب، فعاليت سازمان نيمه مخفي حزب توده، كودتاي نافرجام آمريكايي قطب زاده به حمايت شريعتمداري و نهايتاً جريان انحرافي سيدمهدي هاشمي، و از همه سهمگين‌تر تهاجم همه جانبة نظامي عراق با حمايت هر دو بلوك شرق و غرب به ميهن اسلامي، شرايط ويژه و بسيار بحراني براي كشور به وجود آورده بود، كه نقش شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي را در تنوير افكار عمومي، ابهام‌زدايي از بحرانها و مسايل سياسي كشور، بسيج آحاد مردم در دفاع از انقلاب و حفظ وحدت و يكپارچگي جامعه در برابر اين همه دسيسه، بيش از پيش برجسته‌تر و خطيرتر مي‌ساخت. در واقع اين نهاد فرهنگي و تبليغي، طي اين دوره، به صورت ستاد عملياتي و فرماندهي نيروهاي حزب‌الله درآمده بود تا تحت لواي فرماندهي و رهبري حكيمانه حضرت امام عليه آتش خصم در جبهة درون و برون كشور به احسن وجه دشمن را به استيصال درآورند.

در زمان دفاع مقدس و در زماني كه حساس‌ترين شرايط در كشور حاكم شده بود و وضع بسيار دشواري در جبهه‌هاي جنگ پيش آمده بود و اين سختي‌ها موجب احساس برخي دلسردي‌ها و نااميد‌ي‌ها مي‌گرديد، به يكباره تصميم شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در موارد مختلف با به صحنه كشاندن مردم و اعلام راهپيمايي مي‌توانست روحية مضاعفي به رزمندگان اسلامي بدهد و مردم پشت صحنه رابراي حضور در جبهه‌هاي نبرد مهيا سازد. بالطبع اين جنبه مثبت عملكرد شورا كه همواره در شعار و عمل، محور وحدت و همدلي را به دور از پرداختن به گرايش‌هاي سليقه‌اي و جناحي مطمع نظر داشت، در پيش بردن اهداف شورا و انجام وظايف كيفي و در خور شأن نظام و مصالح كشور بسيار حائز اهميت بود. لب كلام شورا نقشي استراتژيك براي نظام اسلامي در اين دوره ايفا نمود.

در سال 1360 پس از از شهادت مرحوم حقاني در فاجعه جانگداز انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، مرحوم شهيد رجايي كه با شورا و مسايل آن آشنا بودند و در قضاياي مختلف در كنار شهيد حقاني حضور داشتند پيشنهاد دادند كه شخصي كه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزيده مي‌شود سمت دبيري شورا را هم عهده‌دار باشد، تا از اين طريق اين شخص بتواند از تمام ظرفيت‌هاي اجرايي و تبليغي ـ كل كشور به نحو مطلوب بهره‌برداري بنمايد. اين پيشنهاد از سوي شوراي عالي تبليغات اسلامي پذيرفته شده و بدين ترتيب آقاي معاديخواه، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت به عنوان دبير شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي پس از شهيد حقاني عهده‌دار اين سمت شدند. مدتي بعد براساس مباحثي كه در شوراي عالي تبليغات اسلامي در خصوص شرايط انتخاب دبيري شوراي هماهنگي پيش آمد، مقرر شد شخص دبير شوراي هماهنگي، عضو شوراي عالي تبليغات اسلامي هم باشد به همين منظور آقاي موسوي تبريزي به اين سمت منصوب شدند. آقاي موسوي تبريزي در جرگة فعالان دفتر تبليغات اسلامي قم چون شهيد حقاني، جعفري گيلاني، ري‌شهري و ..... قرار داشتند، و همزمان سمت دادستاني انقلاب اسلامي را به عهده گرفته بودند، كثرت مشغله موجب شد از سمت دبيري شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي استعفا دهد و پس از ايشان آيت‌الله جنتي به عنوان دبير شورا معرفي و منصوب شدند و از آن پس تاكنون اين مسؤوليت به عهده ايشان است.

انديشة تشكيل سازمان تبليغات اسلامي همزمان با تأسيس شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در مردادماه 1359،در ذهن مسؤولان مربوطه در شوراي عالي تبليغات اسلامي نيز وجود داشت و انگيزة آنها از چنين سازماني ايجادي يك بازوي فرهنگي، تبليغي و اجرايي در سطح كشور بود كه در كنار شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي امر خطير تبليغات اسلامي را سامان داده و به اجرا درآورد. اين فكر و انگيزه در اوايل تیرماه 1360، پس زا تدوين و تصويب اساسنامه سازمان تبليغات اسلامي به همت و پايمردي مسؤولان وقت آقايان شهيدباهنر، شهيد حقاني، جنتي، امامي كاشاني، جامة عمل پوشيد. با توافق اعضاء شهيد حقاني در همان آغاز به سمت اولين رئيس سازمان تبليغات اسلامي معرفي و منصوب شد. پس از شهادت حقاني در فاجعه 7 تیرماه 1360، آقاي جنتي رياست سازمان را عهده‌دار شد. فلسفة وجودي و تأسيسي سازمان تبليغات در واقع تصدي يكسري فعاليتهاي فرهنگي، تبليغي در كشور بود كه متولي نداشتند، و اين امور بلاتصدي چنين ضرورتي را پيش آورد.

همانطور كه يادآور شديم در اين ميان، بنا به ضرورت و اقتضاي اوضاع و احوال سياسي، فرهنگي كشور،حجم فعاليتهاي شورا به نحو چشمگيري افزايش مي‌يابد شورا در خصوص طيف وسيعي از موضوعات، مسايل، مناسبت‌ها و قضايا اعم از ملي، مذهبي، انقلابي و مربوط به دفاع مقدس وارد حيطة عمل شده و به نقش نه فقط هماهنگي امور كه نقش اجراي مراسم‌ها، راهپيمايي‌ها اهتمام جدي مي‌ورزد، به نحوي كه حتي شورا براي اعياد مذهبي، مراسم تاسعا و عاشورا، اربعین حسینی و 28 صفر برنامه‌ريزي كرده و برنامه‌هاي مختلفي را به اجرا در‌مي‌آورد.

 3 ـ دورةتثبيت (1365 – 1367 ):

اين دوره با شكل‌گيري و توسعه كمي و كيفي نهادهاي انقلاب اسلامي از سال 1365 آغازمي‌شود و شاخصة اصلي فعاليت شورا در اين دوره كاهش حجم تصدي‌گري در امور اجرايي و پررنگ شدن وظيفة شورا در برقراري هماهنگي و وحدت روش در امور فرهنگي، تبليغي نظام است. كه اين تحول كيفي عملكرد شورا ناشي از دو مسأله محوري مي‌باشد: 1) متابعت شورا از توصية حضرت امام خميني(ره) مبني بر كاهش حجم مراسم‌ها  2) نهادها و دستگاههاي فرهنگي، انقلابي كشور در دوره قبل، يا هنوز پانگرفته بود و يا از تجربة كافي اجرايي در مديريت مناسبت‌ها و مراسم‌ها برخوردار نبودند تا اين زمان خود به تدريج، پا به عرصه عمل نهادند و متولي و عهده‌دار نقش‌هايي شدند كه پيش‌تر شورا ناگزير در خلاء پيش آمده آنها را تصدي كند. نهادهايي چون بنياد شهيد انقلاب اسلامي، بنياد پانزده خرداد، بنياد جانبازان و مستضعفان، سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات اسلامي، سازمان عقيدتي سياسي نيروهاي مسلح، مجمع جهاني اهل بيت عليهم السلام،‌ دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، جهاد دانشگاهي و..... همگي تا اين دوره به حدي از تجربه و توانمندي رسيده بودند كه خودبه استقلال بتوانند حوزه‌اي از امور فرهنگي و تبليغي نظام اسلامي را چه در داخل و چه در برون مرزهاي ميهن اسلامي تصدي كرده و امور مربوطه را به انجام برسانند. بديهي است مورد اخير تناقض‌نمايي دارد؛ مبني بر اينكه اكثر آن نهادها قبل از شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شكل گرفته بودند و علي‌القاعده بايد نسبت به شورا مجرب‌تر باشند. حل اين تناقض به اين است كه اصولا ساختار شورا در ابتدا به گونه‌اي بود كه امكانات فكري مسئولين، مديران و كارشناسان اكثر نهادها خود به خود در شورا عرصه بروز مي‌يافت. به بيان ديگر شورا، محل و مكان مناسبي براي ابراز قابليت‌هاي نهادهاي مختلف در عرصه امور فرهنگي تشخيص داده مي‌شد و اين امر آنقدر طبيعي به انجام مي‌رسيد كه در زمان خود به عنوان يك پديدة‌ قهري تلقي مي‌شد. ولي بطور طبيعي وقتي نهادها گسترده و كارآزموده‌تر مي‌ِشدند. خود به خود اموري را كه در توانايي خود تشخيص مي‌دادند، با جديت و به طور مستقل تعقيب مي‌كردند و به اين نحو آرام آرام تصدي‌گري شورا كاهش مي‌يافت.

اين تحول مهم طبعاً از دايرة تصدي‌گري شورا كاسته و ضرورت فعال‌سازي نقش هماهنگي در امور فرهنگي و تبليغي را گوشزد مي‌نمود. بروفق جنين منطقي است كه عملكرد شورا به سمت و سوي هماهنگي و ايجاد وحدت روش در امور فرهنگي تبليغي متحول مي‌شود. وانگهي فضاي سياسي حاكم بر كشور طي اين دوره، در مقاسيه با دورة پيش بويژه در سطح داخلي از التهاب و تنش كمتري برخوردار است. به برکت رهبری حکیمانه و شجاعانه امام راحل (ره) خیل هجمه ها و دسایس داخلی که پیشتر یاد آور شدیم، تا سال 1365 خنثی و دفع گردیده و تمام قوا و نيروهاي كشور در عرصة جبهه‌ها و در عقبة آن معطوف به مقابله با تهاجم خصم بعثي عراق است. شايد بر اين اساس است كه امام به كاهش حجم مراسم‌ها توصيه داشته و عملكرد شورا را معطوف به هماهنگي امور مي‌نمايد.

در اين دوره اوليت و اوليت‌كاري شورا تبليغ در حوزة دفاع مقدس، ترويج فرهنگ شهادت و رشادت؛ ارتقاي روحية رزمندگان اسلام در جهت جمع‌اوري و بسيج هرچه بيشتر امكانات مادي و انساني براي تقويت نبرد عليه دشمن است. به واقع بيشترين نقش سازماندهي و فراخوان مردم به سمت جبهه‌هاي نبرد را بعد از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بسيج و مسؤولان نظام، شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي به عهده داشت.

در این دوره شورا مراسم پرشکوه دهمین سالگرد جشن انقلاب را در 1367 برگزار نمود و انجام این مهم با وجود فضای ملتهب ناشی از جنگ شهرها و بمباران مناطق غیر نظامی از سوی دشمن، در کارنامه شورا قابل توجه است.

4ـ دورة ثبات و سازماندهي (اواخر سال 1367 ـ تاكنون)

سال 1367 و به ویژه آغاز 1368 نقطه عطفي در تاريخچة عملكرد شورا مي‌تواند تلقي شود. چه اينكه در اين فاصله زماني از هنگام پذيرش قطعنامه 598 در مرداد ماه 1367 تا رحلت جانسوز حضرت امام خميني(ره)  در 14 خردا 1368 فضاي سياسي، اجتماعي كشور به از سر گذراندن دو رويداد بسيار مهم و تعيين كننده، سمت وسوي ديگري يافت. رحلت امام(ره) در شرايطي رخ داد كه همه تصميمات بنياديني كه مي‌توانست بعد از ايشان و براي جانشينان، مشكل آفرين باشد و آنها را به بن‌بست بكشاند، اخذ شده بود. پذيزش قطعنامه 598 شوراي امنيت، بركناري ايت‌الله منتظري و صدور فرمان بازنگري در قانون اساسي از آن جمله بود. اين مشكل گشايي‌ها بدست آن رهبر فرزانه و حكيم راه را براي تداوم نظام در بستر صحيح خود همواره ساخت. از سوي ديگر امام خميني (ره) با اقدامات، پيام‌ها و وصيت‌نامه سياسي الهي خود به اندازه‌اي سنت و رويه و دستورالعمل براي پيروان خود باقي گذارد كه بتوان با تكيه بر آنها ره اصيل و راستين او را تميز داده و انتخاب كرد.

بهر روي نظام اسلامي به رهبري خلف صالح امام خميني (ره) حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در دورة پسين اتمام جنگ تحميلي عراق عليه ايران با اولويت‌هاي ديگري روبرو بود كه با گذشته تفاوت اساسي داشت. نخست مسأله بازسازي ويرانه‌هاي جنگ در عرصه‌هاي مختلف شكل جدي به خود گرفته بود كه اين مهم در برنامة پنج سالة نخست (1368ـ1372) و دوم (1373ـ1377) مورد اهتمام جدي دولت آقاي هاشمي قرار گرفت، در فضاي بازسازي كشور طبعاً ضرورت داشت شورا علاوه بر همفكري و همكاري با نظام و مسؤولان اجرايي كشور در نحوة اجرا و برگزاري مراسم نظام نيز يك بازنگري كلي صورت بدهد و برنامه‌هاي خود را به سمت تنوع و جذابيت متناسب با روحيات آحاد جامعه بيش براند. شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي با رويكرد به اينكه عملكرد دهسالة خود را ارزيابي و تحليل نمايد، متناسب با روحيات نسل جوان و اقشار مختلف مردم موضوعات مختلفي را براي بررسي دقيق و كارشناسانه به كميسيون طرح و برنامه‌ سپرد. همزمان با اين تحولات و تغييرات موضوع نهادينه شدن شورا و فعاليت‌هاي آن و اينكه از يك جايگاه قانوني برخوردار باشد به صورت جديد مطرح شد و با پيگيري كميسيون طرح و برنامه و ساير اجزاء شورا و دبير آن، مجلس شوراي اسلامي اين نهاد را در رديف «نهادهاي عمومي غيردولتي» قرار داد.

در واقع فضاي بحث و بررسي در خصوص موضوع جايگاه اين نهاد، رديف بودجة آن و تعريف آن در قانون كشور، در مجلس چهارم شوراي اسلامي ايجاد شد و سرانجام مجلس پنجم اين نهاد انقلابي را به عنوان نهاد عمومي غيردولتي تصويب كرد و در ادامه در سازمان برنامه و بودجه وقت و هياءت دولت موضوع فعاليت شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي به عنوان نهاد عمومي غيردولتي تصويب شد.

طي دورة‌حاضر مسأله جايگاه شورا در ميان ساير اجزاي حاكميت نظام اسلامي و نهادينه شدن، قانوني شدن، عقلاني شدن اين منزلت مطمع نظر مسؤولان شورا بود و با اهتمام آنان به نتيجة مطلوب رسيده. و اينك فعاليتهاي شورا و در خواستهاي آن از ساير دستگاهها، از جايگاه محكم قانوني برخوردار است.

براي نهادي چون شورا كه مي‌تواند در كل كشور اثرگذار باشد و در بسيج مردم در صحنه‌هاي مختلف به نحو مطلوب عمل كند جايگاه قانوني و مناسب از آن جهت اهميت داشت كه برگزاري يك مراسم، بودجه، امكانات، اعتبارات و هماهنگي‌هاي گسترده‌ دستگاههاي فرهنگي، تبليغي و ساير ارگانهاي اجرايي، امنيتي خدماتي ضرورت دارد.

در شوراي هماهنگي نقش كميسيون طرح و برنامه بسيار كليدي است در اين كميسيون كه از يك جايگاه مشورتي عالي براي دبير شورا برخوردار است، امر هدايت و تمشيت برنامه‌هاي شورا صورت مي‌پذيرد. وجود اين كميسيون از ديرباز چه در دهة اول و چه دهة دوم، موجب ايفاي مطلوب وظايف شورا بوده است. برخلاف دهة اول فعاليتهاي شورا كه حالت متمركز داشت در حال حاضر جنبة غير متمركز و فراگير دارد. دامنة حضور فعاليتهاي شورا تا عمق روستاهاي كشور هم اينك احساس مي‌شود. دفاتر استاني شورا علاوه بر انجام وظايف اختصاصي خود مشاوره‌هاي لازم را به ساير نهادهاي ذيربط عنداللزوم ارائه مي‌دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پست الکترونیک

 

 

 

 

 

..............................................................................................................
        درباره ما نظر و پيشنهاد

 پيوندها  

آرشيو عكس  مناسبتها   خبر و گزارش  آشنايي با شورا صفحه اول       

تمامي حقوق اين سايت متعلق به شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي است

info@fajr.ir