|
جشنهاي ملي و مذهبي سريلانكا
سريلانكا جزيرهاي با مساحت 65 هزار و 610 كيلومتر مربع در
اقيانوس هند و در منتهياليه آسياي جنوبي واقع است. به گفته بسياري از
جغرافيدانان اين جزيره زيبا و باشكوه، گوشواره اقيانوس هند محسوب ميشود و
داراي 9 استان و 25 شهر بزرگ است.
كلمبو پايتخت اين كشور بوده و شهر جاياوارداناپورا به عنوان پايتخت سياسي اين
كشور درنظر گرفته شده است اما فقط پارلمان آن كشور در اين شهر قرار دارد.
نوع حكومت
سريلانكا جمهوري و جمعيت آن 18 ميليون و 461 هزار نفر است.
جمعيت كشور را نژادهاي گوناگوني از قبيل
وداها، سينهاليها، تاميليها، مورها، برگرها، اوراسيان و مالايها تشكيل
ميدهد.به سه زبان سينهالي، تاميلي و انگليسي (با كاربرد نسبتاً وسيع) تكلم
ميكنند و از نظر مذهبي
3/69 درصد
بودايي، 5/15% هندي، 8% مسلمان، 5/7% مسيحي و 1% پيرو ساير مذاهب
ميباشند.
جشن «وساك»
«وساك» مقدسترين روز براي يك بودايي است. در اين روز سه واقعه مهم تولد، رسيدن
به اشراق و مرگ بودا اتفاق افتاده است.
طبق عقيده بودائيان، اين روز ارتباطي با خدا يا نجات دهنده
(كه پيروان ديگر مذاهب به آن اعتقاد دارند) ندارد. روز وساك روز تولد «سدارته
كتمه»
يا «بودا» بهعنوان
يك انسان درسال563 قبل ازميلاد مسيح است.
سدارته كتمه اين
شاهزاده هندي با ترك علايق دنيوي و رياضت در همين روز در حالي كه زير درخت بودي
(روشني) در حال مراقبه به سر ميبرد به روشني يا اشراق رسيد. او در اين روز به
مقام بودايي، بالاترين مقام روحاني كه يك انسان ميتواند از طريق ترك علايق
دنيوي بدان دست يابد رسيد.
از همين رو بودائيان، اين روز را روز احترام به بودا و درك آموزشهاي وي مبني بر
والايي و برتري انسان ميدانند و معتقدند كه درك حقيقت زندگي به نفع خود و
جامعه است.
بودائيان سريلانكايي به مواردي كه در بالا ذكر شد معتقد بوده و نيز بر اين
باورند كه در اين روز اتفاقاتي در رابطه با جزيره سيلان رخ داده است.
نحوه برگزاري
جشن وساك:
پيروان بودا در سيلان شب چهاردهم ذيحجه هر
سال را با چراغاني و نورافشاني در سطح شهر گرامي ميدارند. جوانان در اين شب در
خيابانها به شادي و سرور ميپردازند و بزرگترها در معابد در مقابل بتهاي بودا،
سر احترام فرود ميآورند و به راز و نياز و طلب آمرزش و هدايت مشغول ميشوند.
هنرمندان لوسترهاي توليد دست هنرمند خود را كه سمبل نور و هدايت و يادآور لحظة
به اشراق و روشني رسيدن بوداست، را در معرض ديد عموم قرارميدهند. دستههاي
مذهبي با ماسكهاي مختلف (حيوان، هيولا و...) در حالي كه شمعهاي بزرگي در دست
ميگيرند، پايكوبان و رقصكنان گرد شهر ميچرخند و از معبدي به معبد ديگر
ميروند.
دراين روز طبالان و نوازندگان با نواختن آهنگهاي محلي، شادي و شعف اين دستهها
را مضاعف ميكنند. نت موسيقي آنها مفهوم خاصي ندارد و كسي چيزي از آن درك
نميكند. آنها به تقليد از اجداد خود بر آلات موسيقي ميكوبند و تعدادي نيز
همانند پردهخوانهاي مذهبي ايراني با برپاكردن تابلوهاي چندين متري كه نشانگر
مقاطع مختلف چرخه زندگي بوداست، آن را براي افراد حاضر در محل، تشريح ميكنند.
متجددين غربزده
نيز در گوشه و كنار با برپاكردن كنسرتهاي نيمه مدرن و دعوت از رقاصهها و
خوانندگان مشهور، اين روز را گرامي ميدارند.
مردم در اين روزها كارتهاي تبريك با تصاوير
بودا را خريده و براي يكديگر ارسال ميكنند. وساك براي عامه مردم چيزي بيش از
يك جشن بزرگ كه همراه با رقصهاي سنتي و چراغاني معابد و معابر است، نيست. در
حالي كه اين روز از ديد آگاهان دين، تفسير عميقي از نظام هستي و وجود انسان به
عنوان تكامل يافتهترين موجود زمين است كه خود به تنهايي سرنوشت خير و شر خود
را رقم ميزند و درد و رنج را براي خود ميآفريند يا از آن خلاصي مييابد.
|